کلک روباه
کلاغي قالب پنيري ديد
به دهان گرفت و زود پريد
بر درختي نشست در راهي
که از ان مي گذشت روباهي
روباه مي ياد پاي درخت مي گه:چطوري جيگر؟ ![]()
جيگرتو بخورم خام خام
چه سري چه دمي ايول بابا اخر سر و دمي تو رو به مولا
نيست بالاتر از مشکي رنگی
مشکي رنگ عشقه
يه دهن برامون اواز بخون بينيم
کلاغ پنيرو گذاشت زير بالش و گفت:"انرژی هسته اي حق مسلم ماست"
